رمان نوجوان است . نوجوانی به نام مرتضی که در محله
ی " علی آباد " در جنوب شهر تهران زندگی می ند . راوی همین مرتضی ست .
داستان در گرمای تابستان اتفاق می افتد . مرتضی شروع به روایت می کند و ما به عنوان خواننده همان اول رمان با ایجاد تعلیق مواجه می شویم .
دروغ تو کار ما نیست. نمی دانم چرا باور نمی کنید ! ( ص 9 )
مرتضی ناخواسته وارد ماجرایی سیاسی مربوط به مبارزات قبل از انقلاب در سال 1353 می شود که حالا توسط ساواک دستگیر شده و مجبورش کردند که ماجرا را برایشان بنویسد . مرتضی می نویسد و روایت می کند . از آن جایی که ذهن بازیگوشی
دارد در حین نوشتن ماجرای اصلی را مدام رها می کند و سراغ موضوع های دیگر محله و دوستانش می رود که ما را متوجه نوع زندگی خود و دوستانش در آن محله می کند .
کم کم متوجه می شویم که مرتضی ناخواسته نسبت به یکی از اعضای مبارز و خانواده اش خیانتی می کند ...
به نظرم خیلی رمان پرکشش و مناسبیه برای هر قشری به خصوص نوجوان ها . آقای بایرامی بدون جهت گیری خاصی در پس روایت های بازیگوشانه ی مرتضی ما را با زندگی و اجتماع و روابط و المان های فضای حدود چهل سال پیش تهران آشنا می کند .
برچسب:
نویسنده: ماهان فراهانی